خوب – چاه سرب موجود در رژ لب لوازم آرایشی

خوب – چاه: سرب موجود در رژ لب لوازم آرایشی ایالات متحده لوازم آرایش مبتلا شدن برنامه آرایش آزمایش

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری برزخ ادبیات عامه پسند

ادبیات عامه پسند تعریف مشخصی ندارد ولی هر لحظه اصطلاحاتی چون رمان های پاورقی، داستان های بفروش، ادبیات عاشقانه، داستان های آشپزخانه ای، زرد و…. را با خود یدک

برزخ ادبیات عامه پسند

برزخ ادبیات عامه پسند

عبارات مهم : ایران

ادبیات عامه پسند تعریف مشخصی ندارد ولی هر لحظه اصطلاحاتی چون رمان های پاورقی، داستان های بفروش، ادبیات عاشقانه، داستان های آشپزخانه ای، زرد و…. را با خود یدک می کشد. مرزبندی میان ادبیات عامه پسند و ادبیات قشر فرهیخته، هر لحظه بین نویسندگان و کتاب خوان ها مورد بحث بوده است.

برزخ ادبیات عامه پسند

برخی به جانب داری از ادبیات جدی برمی خیزند و ادبیات عامه پسند را جهت جامعه کتاب خوان مخرب می دانند و بعضی دست ادبیات عامه پسند را می گیرند و آن را تا سطح نیاز جدی جامعه اوج می کشند. جهت روشن تر شدن بحث و با در نظر داشتن این توصیه که بیشترین قشر استقبال کننده از ادبیات عامه پسند، زنان هستند، به سراغ دو نویسنده زن، یکی عامه پسند نویس و دیگری نویسنده کتاب های جدی رفته ایم تا نظرات آن ها را در باب این نوع ادبیات بدانیم.

لیلا صبوحی :

بین ادبیات عامه پسند و ادبیات فرهیخته خلاء وجود دارد

ادبیات عامه پسند تعریف مشخصی ندارد ولی هر لحظه اصطلاحاتی چون رمان های پاورقی، داستان های بفروش، ادبیات عاشقانه، داستان های آشپزخانه ای، زرد و…. را با خود یدک

لیلا صبوحی خامنه نویسنده و دبیر ادبیات است که سال ها به عنوان نویسنده داستان های کوتاه، جوایز ادبی و جشنواره ای زیادی را کسب کرده هست. نخستین رمان وی، «پاییز از پاهایم اوج می رود» را نشر چشمه چاپ کرده که تحسین منتقدان را در پی داشته هست. اثر بعدی او نیز ماه های آینده در نشر نیماژ به چاپ خواهد رسید. با این نویسنده اهل تبریز همراه می شویم تا نظراتش را به عنوان نماینده ادبیات جدی بشنویم.

خواندن بعضی کتاب ها ضرر است

صبوحی خامنه در تعریف ادبیات عامه پسند می گوید: تعریف ادبیات عامه پسند، اصولا کار مشکل است و جای بحث زیادی دارد. عده ای پرفروش بودن را وجهه مهم آن می دانند و عده ای طرفداری ازاین نوع ادبیات را به آدم هایی نسبت می دهند که سلیقه سطح پایینی دارند، دنبال مطلب ساده فهم هستند و به ادبیات نگاه سرگرمی دارند.

وی اذعان می کند: بعضی معتقدند ادبیات عامه پسند سطح سلیقه را در حد پایینی نگه می دارد و اجازه نمی دهد مخاطب رشد فکری داشته باشد، بعضی نیز معتقدند شروع مطالعه در سنین پایین با ادبیات عامه پسند است و رفته رفته ذائقه مخاطب می تواند عوض کردن کند و به کتاب هایی رو آورد که جهان بینی ارزشمند تری دارند.این نویسنده ادامه می دهد: خیلی نمی شود قضاوت کرد ولی شاید اگر از همان اول، خواندن را با کتاب های سنگین شروع کنیم، خیلی به موفقیت نرسیم در عین حال کتاب هایی در بازار وجود دارد که متاسفانه نه املا و نه نگارش درستی دارد و آن قدر ضعیف، سست و بیمار است که انسان از خواندن آن شرمش می گیرد! انتشار این ها سرتا پا ضرر است.

برزخ ادبیات عامه پسند

صبوحی خامنه اضافه می کند: ولی در عین حال، بعضی شاهکار های ادبی هم با استقبال عموم روبه رو بوده و فروش خوبی داشته هست، خب این یعنی چه؟ پس معیار مشخصی جهت تعیین آن نیست ولی ظاهرا نزدیک ترین تعریف به این ادبیات، این است که بتواند مخاطب بیشتری اعم از فرهیخته و غیر فرهیخته را به خود جذب کند ولی اگر بخواهد مخصوص قشر خاصی باشد، طبیعتا متعلق به قشر فرهیخته نخواهد بود.

در ادبیات کشور عزیزمان ایران خلاء وجود دارد

ادبیات عامه پسند تعریف مشخصی ندارد ولی هر لحظه اصطلاحاتی چون رمان های پاورقی، داستان های بفروش، ادبیات عاشقانه، داستان های آشپزخانه ای، زرد و…. را با خود یدک

این نویسنده می افزاید: ادبیات عامه پسند همان طور که گفتم از نظر من فروش بالایی دارد، اگر کتابی در چند سال اول بعد از چاپ، فروش بالایی داشته باشد ولی بعد از چند سال، کسی دیگر سراغی از آن کتاب نگیرد، این ارزش چندانی ندارد بلکه کتاب باید در هر زمانی خواننده خود را داشته باشد به عنوان نمونه کتابی که بعد از 25 سال چاپ های متعدد دارد، هنوز هم بفروشد. این فروش در زمان، ارزش دوام کار را تعیین می کند، اگر ادبیات عامه پسند را این طور تعریف کنیم، خود من نیز به شدت دوست دارم نویسنده ادبیات عامه پسند باشم!

وی راجع به اوضاع ادبیات عامه پسند در کشور عزیزمان ایران و دنیا می گوید: به قول یکی از بزرگان ادبیات، در خارج از ایران فضای بین ادبیات عامه پسند که زیاد همان رمان های باعشق پرفروش است و ادبیات مخصوص قشر فرهیخته، یعنی کتاب های فلسفی و هنری را کتاب هایی با ژانر های متفاوت اعم از پلیسی، جنایی، معمایی، وحشت و… پر می کنند ولی در ادبیات ایران، این خلاء عظیم با چیزی پر نشده است! یعنی کسانی هستند که میل به زیادی به خواندن کتاب های باعشق و پرفروش ندارند و از طرفی مطالعه کتاب های فلسفی و هنری نیز از حوصله شان به دور است؛ آن ها در این بین کتاب مناسبی جهت خواندن پیدا نمی کنند.

برزخ ادبیات عامه پسند

دفتر انشا را هم چاپ می کنند!

وی خاطر نشان می کند: ممیزی اداره ارشاد تنها در دو زمینه اخلاقی و سیاسی کار می کند و متاسفانه هیچ گونه نظارتی بر ارزش ادبی آثار نیست و اگر ناشر با سرمایه خود بخواهد کاری را چاپ کند، این اصول را رعایت می کند ولی هر لحظه این طور نیست. امروز من هر چه بنویسم از انشای بچه ام گرفته تا یادداشت های خرید روزانه مادرم، به شرط نداشتن توصیه اخلاقی و سیاسی، ناشر پولش را می گیرد و آن اثر را چاپ می کند! یعنی هیچ نظارت کیفی روی آثار نیست و این باعث می شود به ادبیات عامه پسند ضربه وارد شود.

صبوحی در ادامه می افزاید: بعضی کتاب هایی که به وفور هم چاپ می شوند، به نظر مخرب اند و هنگامی که نوجوانی آن را می خواند، فکر می کند ادبیات یعنی این! در صورتی که ادبیات عامه پسند نباید ادبیات من را خراب کند، روی زبان گفتار تاثیر بد داشته باشد و افکار غلط را در ذهن انباشته کند.

این نویسنده بیان می کند: اگر به شکل حرفه ای به این ادبیات نگاه و اصولی نوشته شود و جنبه سرگرمی داشته باشد، اشکالی ندارد لیکن انسان ها در جامعه دارای سطح فکری متفاوتی هستند از این رو باید خوراک فکری متفاوتی نیز وجود داشته باشد و هر کس متناسب با سلیقه خود کتاب بخواند و این یکی از لازمه های ادبیات کشور است ولی با توجه به کیفیت هایی که بعضی آثار امروزی دارند، خیلی وقت ها چاپ نشدن آن ها بهتر است.

گفت و گو با عاطفه منجزی نویسنده سیزده رمان پرفروش

سبکی در نگارش یا سَبُک نگاری؟

عاطفه منجزی نویسنده سیزده رمان پرفروش است و چهاردهمین اثرش نیز، در دست چاپ هست. این نویسنده اهل مسجد سلیمان که از سال 82 قلم را به شکل رسمی دست گرفت، در دو رمان نخست خود بااستقبال چندانی مواجه نشد ولی رمان«شاه ماهی» او با هفت چاپ طی هفت سال، باعث شد مخاطبان زیادی به خواندن آثارش رغبت نشان دهند. رمان های «حاجی منم شریک» و «سورمه سنگ» وی نیز هرکدام با چهار چاپ، ظرف یک سال و نیم به نوعی رکوردشکن رمان های باعشق معاصر بوده اند.

منجزی در تعریف ادبیات عامه پسند می گوید: ادبیات عامه پسند، یعنی مردمی پسند! سبکی در نگارش است و نه سبُک نگاری! ادبیاتی که قصه دارد و شخصیت های زنده و پویا، جهت خودشان تصمیم می گیرند و در دست نویسنده مثل مومی، به هر شکل و رنگی در نمی آیند تا قصه را به نشانه نهایی نویسنده برسانند.

وی ادامه می دهد: شخصیت های داستان های من نیز تحت تاثیر بازتاب زندگی مردم و فرهنگشان، آداب و سنن، خرافه ها و ادبیات فولکلور مردمی واقع شده است است که با این فرهنگ آغشته اند. فرهنگی که گاهی دست و پاگیر و گاهی ستودنی است.

این نویسنده اضافه می کند: جامعه شناسان دنیا، جهت کشف ملتی و دانستن نقاط ضعف و برتری آن ها و آشنایی عمیق شاخصه های فرهنگی قومیت های دنیا، به ادبیات جدی ملت ها، تفقد چندانی ندارند بلکه ادبیات عامه و فولکلورشان را مطالعه و بررسی می کنند.

منجزی بیان می کند: بر خلاف تصوّر بسیاری از منتقدان ادبیات که خیال می کنند، عامه و فولکلور، مربوط به گذشتگان و جنبه های متفاوت زندگی آن هاست، من فکر می کنم فولکلور (یا همان دانش و منش عامیانه)، اگرچه میراث پیشینیان است ولی در جوامع امروزی هم وجود دارد و هنوز هم زنده، پویا، باصلابت و پا بر جا ایستاده است و مردم حتی در جامعه سنتی- صنعتی امروز با مجموعه یادگارهایی از نسل های پیشین، زندگی می کنند که در حقیقت، همین فولکلور است و تا حدّ زیادی به زندگی آن ها معنا و مفهوم و اصالت و هویت می دهد. در واقع، اگر فولکلور یک ملت را از آن ها بگیریم، تمام هویت آن ملت را گرفته ایم و احتمالا این مهم، همانی است که در ادبیات جدی، اصلا مورد توجه و ارزش گذاری نیست!

این نویسنده در پاسخ به این که آیا آثار خود را در زمره آثار عامه پسند می داند یا خیر؛ بیان می کند: قطعا آثارم در زمره آثار عامه پسند است و صد البته، پر از مطالبی در جهت زنده نگه داشتن فولکلور کشور عزیزمان ایران است.

منجزی راجع به انتقاد منفی بعضی منتقدان ادبیات جدی نسبت به ادبیات عامه پسند بیان می کند: این دوستان بعضی وقت ها بسیار دُگم و جزم اندیشند، این پرسش را با چندینه پرسش دیگر پاسخ می دهم: «به نظرتان آیا حمله منتقدان هر لحظه یک سویه است و عامه نویسان به این دوستان هرگز حمله نمی کنند و قدرت و تکنیک قلم ایشان را زیر پرسش نمی برند؟ از برتری تکنیک قلم آن هاست یا از ضعف دانش و تکنیک عامه نویسان؟ !»

او با تاکید بر این که، ماجرای حکایت قدیمی لباس پادشاه در میان هست؛ در ادامه می افزاید: یعنی هر که بگوید این که شما نوشتید، فلان است و بهمان بود، همان کسی می شود که اگر تن برهنه پادشاه را می دید باز هم خودش را مکلف می دانست بگوید، چه لباسی، چه قشنگ و با شکوه، هرگز احمق خوانده شود! بسیاری از همین منتقدانی که چه بسا تحصیلات دانشگاهی ادبی بالایی هم دارند و در مقالات و سخنرانی ها و جلسات نقد و غیره، به ادبیات عامه پسند حمله می کنند، به مشکل توانسته اند اثری بیش از سیصد صفحه و در نهایت با عنوان داستان بلند روی گیشه ها ارائه بدهند، چه برسد به نگارش رمان که مقوله اش با داستان بلند، تومنی هفت صنار متفاوت است!

نفوذ به احساسات مخاطب، پاشنه آشیل ادبیات عامه پسند

نویسنده رمان «سورمه سنگ» ادامه می دهد: نشانه ادبیات نخبه گرا، فقط و فقط ذهن مخاطب است که خیلی سریع هم از ذهن مخاطب می پرد و تاثیراتش سطحی و گذرا و در حد نشان دادن تکنیک های ادبی است! ولی در ادبیات عامه پسند، اگرچه هدف، ذهن مخاطب است ولی پاشنه آشیل قدرتش، نفوذ به عواطف واحساسات مخاطب است و از راه دل، بر ذهنیت شان تاثیر می گذارد و چه بسا در سالیان باقی مانده عمر، مخاطبانشان قصه ای را که خوانده اند، از خاطر نبرند و گاهی به آن فکر کنند.

منجزی با بیان این که در همه دنیا، تقابل بین ادبیات عامه و نخبه گرا وجود دارد، خاطر نشان می کند: هر چند در کشورهای دیگر، کتاب های پرفروش مربوط به ادبیات عامه پسند هست، ولی با عنوان زیباتری مثل Best seller یعنی آثار پر فروش نام برده می شوند. همچنین در خارج از ایران، واکنش‌ها و کردار منصفانه تری، بین این دو نگرش و نگارش ایجاد شده است هست. چون در خارج از مرزها، تریبون ها تنها در اختیار عده ای خاص قرار نگرفته است که روشنفکر ادبی و خالق ادبیات نخبه پسند نام گرفته اند!

وی می افزاید: بنابراین، گیشه های پرفروش تر اگرچه متعلق به عامه نویسان است ولی کرسی منتقدان و سخنرانی ها و جوایز، در اختیار نخبه نویسان و نخبه گراهاست که فکر می کنم تمام عامه نویس ها هم از این عنوان راضی اند ولی انگار نخبه گرایان و متولیان تولید محتوای ادبیات جدی، همچنان از این اوضاع ناراضی و دلواپس هستند!

ما مردمی می نویسیم

نویسنده رمان «حاجی منم شریک»، با اشاره به این که صحبت خاصی با منتقدانی که ادبیات عامه را نقد می کنند، ندارم؛ بیان می کند: ما “مردمی” می نویسیم بنابراین توجه شخصی خود من به مخاطبینم است نه منتقدان ادبی! سر قلمم به سمت و سویی می رود که مخاطبانم راضی باشند، کسانی که جهت خواندن آثارم هزینه، وقت وانرژی صرف می کنند همچنین همه تلاشم این بوده علاوه بر لذت خوانش، بتوانم اطلاعات و تجربیاتم را در قصه هایم منعکس کنم و لااقل به ذهن مخاطبانم، تلنگری بزنم که جدای از لذت خوانش، توجه شان به نکاتی جلب شود که در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی شان، تاثیر مثبتی داشته باشد.

این نویسنده راجع به این که آیا نوشته هایش با استقبال خوانندگان مواجه شده است هست، می گوید: این پرسش ر ا باید از مخاطبانم بپرسید ولی چیزی که در نگارش آثار مورد توجهم بوده، این جمله قصار هست؛ هر چه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند!

وی ادامه می دهد: جهت نوشتن رمان هایم، از تحقیق و مطالعه کم نمی گذارم تا جایی که جهت تحقیق به هرکجا مورد نیاز باشد سر می زنم و از صرف وقت و پول و انرژی دریغ ندارم همچنین هر لحظه تلاش کرده ام، شعور مخاطب را دست کم نگیرم، روی نثر و ویراستاری وسواس به خرج می دهم و بارها و بارها جهت ویراستاری قصه چه از لحاظ زیباشناسی و چه از لحاظ صحت و سقم افعال و ضمایر و محتوا و غیره، وقت می گذارم و در عین حال، تلاش کرده ام تخیلاتم در نگارش قصه را به سطح باورپذیری و زنده بودن شخصیت های قصه برسانم.شخصیت هایی که جاندار باشند، دلنشینی قصه را در دل مخاطب چند برابر می کنند.

منجزی راجع به علت استقبال زنان از رمان هایش می گوید: پاسخ به این پرسش مانند این است که بگویم آیا زیاد فوتبال دوستان را مردها تشکیل داده اند؟ ساختار جسمی و معنوی بسیار متفاوت دو جنسیت، باعث شده است خاستگاه هایشان متفاوت باشد ولی به تازگی مخاطبان مرد زیادی در ادبیات عامه پسند داریم که برمی گردد به ساختار جامعه و بحث اجتماعی طولانی دارد و عامل دیگرش، قوی تر شدن ساختار، پیرنگ و تکنیک های قلم، در آثارعامه پسند است که توانسته مردها را زیاد به سمت و سوی مطالعه این آثار، سوق دهد.

خراسان /نسیم سهیلی

واژه های کلیدی: ایران | مخاطب | خواندن | پرفروش | نویسنده | خواندن کتاب | اخبار فرهنگی و هنری


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz